۱۷۵ads تبلیغات

 

ضرب می‌زنند تا ضرب زندگیشان به صدا درآید

به گزارش پویش۲۴ به نقل از خبرنگار شهری خبرگزاری تسنیم، شهرداری تهران در کنار نهادها و سازمان‌های دیگر تلاش داشته است در مدیریت شهر تهران، نگاه ویژه‌ای هم برای رفع معضل اعتیاد و ساماندهی به زندگی تیره گرفتاران در دام افیون داشته باشد.

پذیرایی از بی‌خانمان‌ها که بخشی از آنها را معتادان رهامانده از خانواده تشکیل می‌دهند در مددسراهای شهرداری که همه شب با حمام گرمی، لباسی تمیز و شامی گرم و خوابگاهی تا صبح و صبحانه‌ای برای آغاز روزی دیگر است، تمهیدی است برای پناه دادن به شب‌های بی‌خانمان‌ها و معتادان.

اما سامان‌سراها هم تمهید دیگری است برای آنکه معتادان مجالی داشته باشند تا با اسکان شبانه‌روزی و مواجهه با تمهیدات درمانی و روانی لازم در این سامان‌سراها ترک اعتیادشان محقق شود.

ترک‌کننده‌های اعتیاد اگر علاقمند باشند تمهید سوم شهرداری برای آنها این است که در مراکز بهاران معتادان ترک‌کرده مجال آن را بیابند تا با کارآموزی و حرفه‌آموزی قادر به بازگشت به جامعه باشند و امکان پذیرش توسط خانواده و جامعه برای آنها محقق شود.

سعید از ساکنان فعلی بهاران هرندی ۵۴ سال سن دارد. پس از ابتلای سالیان دراز به افیون، حالا ۱۳ماه است که پاک است. از یک سال قبل به این مرکز آمده است.
از ۱۶سالگی و با حشیش به دام اعتیاد کشیده شده است. او زن بابا داشته و توسط زن بابا اذیت می‌شده است. می‌گوید: اذیتم می‌کرد، موقعی که مهمان داشتیم ما را قایم می‌کرد. داداشم مواد مصرف می‌کرد و من هم آغشته شدم.

او قریب ۳۷سال گرفتار افیون بوده است. حالا جدامانده از همه است. سال ۸۴ ازدواج کرده است. دخترش فاطمع حالا ۱۱سال دارد. اما سعید از خانه و خانواده و دخترش دور افتاده است. او که بی‌خانمان بوده، سال گذشته ترک کرده و حالا ۱۲ماه است که مهمان بهاران هرندی است.

به گذشته که نگاه می‌کند می‌گوید: تولید لباس زیر زنانه و چاپ تریکو داشتم. ۲۴ تا کارگر داشتم که و حقوق بده آنها بودم. با همسرم هم در همان کارگاه آشنا شدم.

اما شاید یک وسوسه نوجوانانه و کم‌لطفی زن‌بابا موجب شده است که پکی بر حشیش بزند و تجربه تریاک و هروئین و شیشه او را تا ورطه نابودی همراه کند.

سعید به بهاران آمده است و از آغاز در کارگاه موسیقی بهاران و زیر نظر استاد موسیقی، ضرب را آموخته است.

در حضور ما فراخوانده می‌شود تا به همراه استاد موسیقی و همراهی دیگر نوای موسیقی سر دهند و او ضرب می‌گیرد.

حالا شش ماه است که سعید در مرکز بهاران ضرب می‌زند. او در مدت حضور در این مرکز توانسته است مسئول مددجویان این مرکز شود و رابط بین مسئول مرکز و مددجویان باشد. برای او که دوره‌ای تا ۲۴ کارگر را عهده‌دار بوده است خیلی این مسئولیت سخت و غریب نیست.

سعید برای خانه و خانواده دل تنگ است و برای بازگشتی پاک به خانواده دل بسته است.

سعید که در سال‌های سال دوران اعتیادش به سخره ساززن نامیده می‌شد، حالا در مرکز بهاران ساز و ضرب را آموخته است و امیوار است که همین ساز و ضرب، ضرب زندگی او را شنیدنی کند.

گرفتاری از سربازی در دام افیون

شهرام هم همراه سعید است و با او ضرب گرفته است. شهرام ۴۵ سال دارد و حالا ۵۸ روز است که پاکی را تجربه می‌کند. دیو افیون در دوره سربازی او را گرفتار کرده است.

شهرام که اصالتا اهل رشت است، می‌گوید سربازیم در بندر کنارک بود و به واسطه هم‌خدمتی‌های بلوچم تریاک را تجربه کردم. از این می‌گوید که حتی اگر تفننی و سالی یک بار هم کسی بخواهد لب به تریاک بزند، همان سالگرد وسوسه‌اش، نیاز به تریاک به سراغش می‌آید. درحقیقت او معتاد به تریاک شده اما با مصرف سالانه.

شهرام از ۲۰سالگی با تریاک افیون را آغاز کرده است و به گفته خودش بعد از مدتی اجبار به مصرف می‌شود. شیره تریاک، هروئین و حشیش دیگر تجارب او در ورطه اعتیاد بوده است.

شهرام در دوره حضورش در جامعه ۱۵سال در کیانشهر و دولت‌آباد پیرایشگر بوده است. خود می‌گوید که صبح‌ها کارمند دارایی بودم و بعد از اداره به خانه می‌آمدم و پس از استعمال به آرایشگاه می‌رفتم و تا بامداد مشغول می‌شدم.

شهرام خود می‌گوید زمانی مشکلات جدی‌تر می‌شود که زیاده‌خواهی به سراغت می‌آید. زیر لب می‌گوید: گفتم فراموشت کنم شاید بری از خاطرم / شاید ندارد بعد از این باید فراموشت کنم.

از سال ۱۳۸۴ ازدواج کرده است، اما زندگی متاهلیش با متارکه به تنهایی انجامیده است.

حالا شهرام یک ماه است در بهاران پذیرش شده و در این مدت هم توانسته است حضور خوبی و پرثمری داشته باشد.

در این یک ماه در کارگاه معرق‌کاری مشغول حرفه‌آموزی شده و با کمک دو مددجوی دیگر، تابلوی معرق تولید می‌کنند و به قیمتی حدود ۱۵۰هزار تومان به بازدیدکنندگان این مرکز می‌فروشند.

شهرام که دست به قیچی بوده است در این یک ماه آرایشگر مرکز هم هست و گاهی انعامی از دوستان خود می‌گیرد تا حاصل هنرش در پیرایشگری هم همراه با تقدیر باشد.

اما علاقمندیش به موسیقی او را به کارگاه موسیقی  مرکز بهاران هم کشانده است و او در این مدت یک ماهه توانسته است با آموزش‌های استاد جواد و تمرین‌های خود ضرب به دست گیرد و ضرب بنوازد.

شهرام به گذشته خود و سال‌های دوری از خانواده می‌اندیشد و در وصف اعتیاد می‌گوید: اعتیاد تنها تابلویی است که سواد نمی‌خواهد، همه آدم را می‌خوانند.

شهرام اگرچه تنها تا چهارم ابتدایی تحصیل کرده است اما کتابخوان است و علاقه زیادی به شعر و شعرخوانی دارد. حافظ می‌خواند و به شعرهای سهراب سپهری علاقمند است.

این دو مددجوی بهاران هر دو ضرب گرفته‌اند شاید ضرب زندگیشان در جامعه به خوبی نواگیرد و بازگشتشان به جامعه و خانواده و خویشان، پاداش همت عالیشان در پاکی از افیون تخدیرکننده‌ها باشد و سلامی دوباره بگویند به زندگی پاک و شاد و عزتمند.

انتهای پیام/

با پویش۲۴ از آخرین عناوین خبری آگاه باشید

منبع:

برچسب ها :

, , ,


 

 

 

 

 

نیازمندی و تبلیغات:

 

جدیدترین مطالب